فرهنگ لغت هِمبِل

واژه های اصیل و بومی گاوبندی

پَستَک
پَستَک
ثبت مردمی سفالگری
هنوز کسی این واژه را تأیید نکرده — اولین نفر باشید.

معنی / توضیح

قطعه‌ای که پشت و اطراف کوزه برای نگه‌داشتن آن قرار می‌گرفت

pottery support

نمونه: پستک‌ها را پشت و دور چارو می‌گذاشتند.
ترجمه: They placed the supports around the pottery kiln.

واژه‌های مرتبط

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *