فرهنگ لغت هِمبِل

واژه های اصیل و بومی گاوبندی

چارو
چارُو
ثبت مردمی سفالگری
هنوز کسی این واژه را تأیید نکرده — اولین نفر باشید.

معنی / توضیح

محل یا سازه‌ای برای پختن کوزه‌های سفالی با سوخت سرگین

pottery kiln

نمونه: کوزه‌ها تا شب در چارو می‌ماندند.
ترجمه: The pottery remained in the Charo until night.

واژه‌های مرتبط

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *