محل یا سازهای برای پختن کوزههای سفالی با سوخت سرگین
چارو
چارُو
ثبت مردمی سفالگری
هنوز کسی این واژه را تأیید نکرده — اولین نفر باشید.
معنی / توضیح
pottery kiln
نمونه: کوزهها تا شب در چارو میماندند.
ترجمه: The pottery remained in the Charo until night.
ترجمه: The pottery remained in the Charo until night.
واژههای مرتبط
لِه
لِه
ذرات ریز خاک رس که پس از تهنشینی آب به صورت تکههای چسبیده درمیآید
ثبت مردمی سفالگری
حُشکِنَه
حُشکِنِه
تکهٔ سفال شکسته
ثبت مردمی سفالگری
لَپو
لَپو
تکهها یا قطعاتی که زیر کوزه برای پشتیبانی هنگام پخت قرار میدادند
ثبت مردمی سفالگری
پَستَک
پَستَک
قطعهای که پشت و اطراف کوزه برای نگهداشتن آن قرار میگرفت
ثبت مردمی سفالگری
