فرهنگ لغت هِمبِل

واژه های اصیل و بومی گاوبندی

حُشکِنَه
حُشکِنِه
ثبت مردمی سفالگری
هنوز کسی این واژه را تأیید نکرده — اولین نفر باشید.

معنی / توضیح

تکهٔ سفال شکسته

pottery shard

نمونه: خاک را با حشکنه مخلوط می‌کردند.
ترجمه: They mixed the soil with pottery shards.

واژه‌های مرتبط

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *