فرهنگ لغت هِمبِل

واژه های اصیل و بومی گاوبندی

حَشنه
حَشنِه
ثبت مردمی صیادی و خوراک
هنوز کسی این واژه را تأیید نکرده — اولین نفر باشید.

معنی / توضیح

نام یک نوع آبزی یا خوراک دریایی که در خاطرات محلی آمده است

local seafood

نمونه: مقداری حشنه آوردند و کباب کردند.
ترجمه: They brought some local seafood and grilled it.

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *