پ
حرف «پ»
6 واژهواژههای این حرف به ترتیب الفبای فارسی (مثل فرهنگ لغت معین/دهخدا) مرتب شدهاند.
پاویز
پاوِیز
فصل یا زمان رفتن به نخلستان برای کار و برداشت خرما
ثبت مردمی کشاورزی و نخلداری
پَدَرگ
پَدَرَگ
مادهای که در داروی محلی برای درمان کودکان استفاده میشده است
ثبت مردمی طب سنتی
پَستَک
پَستَک
قطعهای که پشت و اطراف کوزه برای نگهداشتن آن قرار میگرفت
ثبت مردمی سفالگری
پَنگ
پَنگ
خوشهٔ خرما
ثبت مردمی نخلداری
پَهدو
پَهدو
محل نگهداری گوسفندان؛ شکاف یا پناهگاه کوهستانی
ثبت مردمی دامداری
پیشش
پیشِش
بریدن و مرتب کردن برگهای نخل و بخشهای اضافی آن
ثبت مردمی نخلداری
