غرهپشت
ghorahpesht
ثبت مردمی
هنوز کسی این واژه را تأیید نکرده — اولین نفر باشید.
معنی / توضیح
thud /bang /crash
نمونه: از بالا افتاد ری زمین یه غرهپشتی کرد
ترجمه: از الا افتاد صدای خیلی بلندی داد
ترجمه: از الا افتاد صدای خیلی بلندی داد
ریشهشناسی
پهلوی / فارسی باستان
تق تلق کوب دنگ صدای افتادن صدای برخورد شدید nipat- = افتادن āwāz (آواز/آوا) = صدا (ریشهای که به فارسی نو رسیده است)
عربی
دَوِيّ / صوت ارتطام
انگلیسی / لاتین
بسته به نوع صدا: thud = صدای افتادن جسم سنگین روی زمین (رایجترین) bang = صدای کوبش یا انفجار crash = صدای سقوط همراه با شکستن slam = صدای محکم به هم خوردن clunk = صدای برخورد جسم سنگین bump = برخورد یا ضربه نسبتاً ملایم
واژههای مرتبط
زریبه
زَریبه
باغ یا محوطهٔ محصور برای نگهداری و کشت درختان
ثبت مردمی کشاورزی
کَدغَن
کَدغَن
سفارش و تأکید بر انجام یا ترک کاری
ثبت مردمی اجتماعی و گفتار
مَشتو
مَشتو
محل جمعآوری رطب و خرما
ثبت مردمی نخلداری
اِشکَت
اِشکَت
شکاف یا فضای بزرگ در کوه
ثبت مردمی جغرافیا و معماری
