نام یک نوع آبزی یا خوراک دریایی که در خاطرات محلی آمده است
حَشنه
حَشنِه
ثبت مردمی صیادی و خوراک
هنوز کسی این واژه را تأیید نکرده — اولین نفر باشید.
معنی / توضیح
local seafood
نمونه: مقداری حشنه آوردند و کباب کردند.
ترجمه: They brought some local seafood and grilled it.
ترجمه: They brought some local seafood and grilled it.
