ل
حرف «ل»
4 واژهواژههای این حرف به ترتیب الفبای فارسی (مثل فرهنگ لغت معین/دهخدا) مرتب شدهاند.
لَپو
لَپو
تکهها یا قطعاتی که زیر کوزه برای پشتیبانی هنگام پخت قرار میدادند
ثبت مردمی سفالگری
لُنگسَر
لُنگسَر
لنگی که به صورت پوشش سر استفاده میشود
ثبت مردمی پوشاک
لِه
لِه
ذرات ریز خاک رس که پس از تهنشینی آب به صورت تکههای چسبیده درمیآید
ثبت مردمی سفالگری
لیوا
لِیوا
آهنگ و ریتمی از موسیقی محلی که با آیین زار پیوند دارد
ثبت مردمی موسیقی و آیین
