ک
حرف «ک»
5 واژهواژههای این حرف به ترتیب الفبای فارسی (مثل فرهنگ لغت معین/دهخدا) مرتب شدهاند.
کاسر
کاسِر
نوازندهٔ ساز کوبهای همراه نیانبان
ثبت مردمی موسیقی محلی
کَدغَن
کَدغَن
سفارش و تأکید بر انجام یا ترک کاری
ثبت مردمی اجتماعی و گفتار
کَلاتی
کَلاتی
نوعی خرما یا خرمای حاصل از نخل کلاتی
ثبت مردمی نخلداری
کلبوک
مارمولک
ثبت مردمی
کَلهکش
کَلِهکِش
کسی که رطبهای چیدهشده را از سبدهای کوچک به سبد بزرگتر منتقل میکند
ثبت مردمی نخلداری و مشاغل
