د
حرف «د»
9 واژهواژههای این حرف به ترتیب الفبای فارسی (مثل فرهنگ لغت معین/دهخدا) مرتب شدهاند.
دِبّاغ
دِبّاغ
نوعی لباس قدیمی مانند قبا با چاک در دو طرف
ثبت مردمی پوشاک محلی
دَخلَکی
دَخلَکی
آدم شوخ و مزاحگو؛ در اصل نزدیک به دلقک
ثبت مردمی شخصیت و گفتار
دِرباسی
دِرباسی
ریتمی که در آن افراد در یک خط عقب و جلو میروند و میچرخند
ثبت مردمی موسیقی و رقص
دَرْمون خَش
دَرمونِ خَش
داروی محلی یا درمان سنتی
ثبت مردمی طب سنتی
دِسمالی
دِسمالی
یکی از نواها و ریتمهای موسیقی محلی
ثبت مردمی موسیقی محلی
دُسی
دُسی
ظرف سفالی برای حمل و نگهداری آب
ثبت مردمی سفالگری و ظروف
دَله
دَلِه
ظرف فلزی یا حلبی برای حمل مایعات
ثبت مردمی ابزار و ظروف
دوباء
دُباء
نام دیگر لباس سنتی با چاک در دو طرف
ثبت مردمی پوشاک محلی
دوشت دادن
دوشت دادَن
اندود یا آبدوغ کردن دیوار برای خوشبو و مناسب کردن آن
ثبت مردمی معماری سنتی
