فرهنگ لغت هِمبِل

واژه های اصیل و بومی گاوبندی

گادوته
گادوتِه
ثبت مردمی سفالگری و دامداری
هنوز کسی این واژه را تأیید نکرده — اولین نفر باشید.

معنی / توضیح

ظرف دهانه‌گشاد برای دوشیدن شیر گاو

wide-mouthed milking vessel

نمونه: شیر گاو را در گادوته می‌دوشیدند.
ترجمه: They milked the cow into a Gaduteh.

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *