فرهنگ لغت هِمبِل

واژه های اصیل و بومی گاوبندی

کاسر
کاسِر
ثبت مردمی موسیقی محلی
هنوز کسی این واژه را تأیید نکرده — اولین نفر باشید.

معنی / توضیح

نوازندهٔ ساز کوبه‌ای همراه نی‌انبان

percussion player

نمونه: چندتا دهل‌زن داشتند با یک کاسر.
ترجمه: They had several drummers with one percussion player.

واژه‌های مرتبط

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *